محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
713
آثار عجم ( فارسى )
السّلوك ، معاذ الاكارم و الملوك ، رأس اهل العلم و المدارس و الحكم ، اورع اهل الصّلاح و المحامد و الهمم ، ممهّد مهاد الاسرار ، اكمل الاعالم الاحرار ، محدّد رسوم الحلال و الحرام ، مورد مراحم اللّه ، الملك العّلام ، علم ، علمه علم اسد اللّه و هو ولد محمّد ، حصّل مرامه و سدّد كلامه و هما اعلم علماء دار العلم و معلّما المحرّر - اصلحه الله - « 1 » ( انتهى ) در وصف شيراز ، مرحوم حكيم قاآنى شيرازى ، قصيدهاى سروده . و شرح احوال آن جناب ، در بسيارى از كتاب [ ها ] مشهور است ؛ فهرستى از آن ، اين است : قاآنى ( 15 ) : اسمش ميرزا حبيب ، خلف ميرزا گلشن ؛ مولدش ، شيراز . پس از تكميل مقدّمات ، راى مسافرت خراسان را نموده در ارض اقدس و مشهد مقدّس ، مدّتى مديد محصّل آمده ؛ از قواعد منطق و حكمت الهيّه و كلام و هندسه و هيئت و حساب و نجوم و ساير علوم ، به مقامات عاليه رسيده ؛ نوّاب شاهزاده اعتضاد السّلطنه ، على قلى ميرزا ، همّت به تربيتش مىگماشت و در تشويقش ، دقيقهاى فرونگذاشت تا گوى سبقت از همگنان ربود ، و به عواطف پادشاهى ، بين اقران ، سرافراز بود و « حسّان العجم » لقب يافت . صيت فصاحت و بلاغتش ، در اقطار جهان ، گوشزد جهانيان گرديد و ديوانش
--> ( 1 ) . از براى آن ، معتدلتر هوايى است ؛ پاينده بدارد خدا پادشاهى پادشاه آن را و عمر بدهد او را هميشه ؛ و خدا برگرداند محرّر كتاب را كه مدّاح اوست به سوى اهلش ( كه مىنمايد كه مؤلّف ، در وقت تصنيف كتاب ، در شيراز نبوده كه از خدا مىخواهد بازگشت به آن شهر را ) ؛ و بنماياند خداوند ودود ، به محرّر پدرش را ، ( معلوم مىشود كه پدر مصنّف هم در شيراز بوده كه طلب ديدار او را از خدا مىكند ) ؛ و نيكبخت كند خدا او را و قبيلهء او را و به سلامت بدارد خدا ايشان را و عمر بدهد آنها را و عالمتر و داناتر اهل شيراز كه خدا نگاه بدارد او را ؛ مصدر علم اصول و بالاروندهء مجال صعود و وصول ؛ آموزندهء معالم مكرمتها و حكمتها ؛ ممدوح اهل كرم و همّتها كه نابود است انباز و شريك آن و معلوم است محامد و خصال نيك آن و داناتر و ثابتتر و پاىبرجاىتر ، محمّد است ( يعنى شاه محمّد اصطهباناتى ) ، پسر محمّد - طولانى كند خدا عمر او را ؛ بلند كند امير او را و به سلامت بدارد او را - و الهام كند او را درست كردارى و عطا كند به او هر چيز را كه سؤال نمايد و اراده سازد . و ايضا ، اعلم دار العلم شيراز ، عالم عامل و گرامى داشته شدهء كامل است ؛ محلّ طلوع ستارههاى درخشندهء اسلام ؛ آسمان جهان كمال و كلام و پيشواى اهل سلوك ؛ مرجع اكرامها و پادشاهان ؛ سر اهل علم و مدرسه و حكمتها ؛ باورعتر اهل صلاح و نيكى و محمّدت و همتها ، گستراننده فرش اسرار ، كاملتر داناترهاى آزاده ؛ حد قراردهندهء رسمهاى حلال و حرام ؛ محلّ ورود مرحمتهاى خداى ؛ ملك علّام ؛ علمى ( يعنى شخصى ) كه اسم او ، اسم اسد اللّه امير المؤمنين است ( يعنى اسمش على است كه شيخ على بن محمّد التّمامى باشد ) و او پسر محمّد است ؛ تحصيل كرده شود مقصودش ؛ و راست شود كلامش ؛ و اين دو نفر ، اعلم علماى دار العلم شيرازند و هر دو ، معلّم محرّر مصنّف . اصلاح كند خدا كار مصنف را .